حبيب الله الهاشمي الخوئي

30

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

الترجمة از جمله خطب شريفهء آن بزرگوار امام أنام است در مذمّت دنيا وتحذير خلايق از آن غدّار وبىوفا كه فرموده : أما بعد از حمد وثناء خداوند ربّ الأرباب وصلوات بر سيّد ختمى مآب ، پس بدرستى كه من مىترسانم شما را از دنيا پس بتحقيق كه آن شيرين است وسبز يعنى نفس لذّت مىبرد از آن بجهت حلاوت وخضرويت وطراوت آن در حالتي كه أحاطه كرده شده است بخواهشات نفسانية ، واظهار محبّت نموده است بطالبان خود بلذّتهاى عاجلهء خود ، وبشكفت آورده مردمان را بزيورهاى قليل واندك ، وآراسته گشته باميدهاى بىبنياد ، وآرايش يافته بباطل وفساد ، دوام نمىيابد سرور آن ، وأيمن نمىتوان شد از درد ومصيبت آن ، فريبنده ايست مضرّت رساننده تغيير يابنده ايست زايل شونده ، موصوف است بفنا وهلاك ، ومتّصف است بكثرت خوردن مردمان وأخذ نمودن وهلاك كردن ايشان ، تجاوز نمىكند وقتي كه متناهي شد بنهايت آرزوى كساني كه راغب هستند در آن ، وخوشنودند بآن از اين كه باشد حال آن بقرارى كه خداوند متعال بيان فرموده ووصف نموده در سوره كهف كه فرموده : مثل زندگانى دنيا همچه آبى است كه نازل كردم آنرا از آسمان پس آميخته شد بآن آب گياه زمين پس برگشت آن گياه خشك ودرهم شكسته پس پراكنده مىگرداند آنرا بادها واز بيخ بر ميكند وهست خدا بهر چيز صاحب اقتدار محصّل مرام اينست كه خدا تشبيه نموده صفت زندگانى دنيا را در بهجت ولذّت وسرور وشكفتگى آن كه آخرش منتهى مىشود بمرگ وهلاك بصفت گياهى كه مىرويد از زمين بسبب آبى كه از آسمان نازل مىشود كه پنج روز سبز وخرّم وتر وتازه ميباشد ، وبعد از آن در زمان قليلي خشك وشكسته مىگردد ، وبادها آن را از بيخ كنده ومىپرانند . بهار عمر بسى دلفريب ورنگين است ولى چه سود كه دارد خزان مرگ از پى